بدون انسولین 

 بدون انسولین 

امروز برای من روزی با حروف قرمز است، یک معجزه. من می ترسم(  که این فقط موقت باشد) اما خوشحالم. بالاخره انسولین رو قطع کردم حدود شانزده ماه پیش، برای کنترل دیابتم هر روز شروع به مصرف انسولین کردم، اما اکنون به صفر واحد در روز رسیده ام. نمی توانم توضیح دهم  که  اینکه چقدر احساس فوق العاده است. من (۳۷ کیلوگرم)  کم کردم زندگی ام خیلی تغییر کرده ام.

من نحوه ارتباطم با دنیای اطرافم را تغییر دادم. در حالی که روی تردمیل در باشگاه راه می رفتم، ساعت های ناگفته ای را به خواندن در مورد بهبودی  اختصاص دادم.  بیشتر از آن چیزی که می دانستم در وجودم است گریه کردم. و بخش‌هایی از گذشته‌ام را شفا دادم که نمی‌دانستم آزارم می‌دهد تا زمانی که استفاده از غذا برای پوشاندن دردم را متوقف کردم.  می‌توانم هر احساسی را که در حال حاضر به وجود می‌آید، بدون پرخوری‌ام کنترل کنم. می توانم با درد یا شادی خود بنشینم و در مورد آن بنویسم، یا با کسی تماس بگیرم، یا به سادگی در مورد آن با نیروی برترم صحبت کنم. این یک تغییر عمده دیگر است –  با یک نیروی برتر رابطه برقرار کرده ام و نیروی خوبی و عشق را احساس می کنم. تا ۴۶ سالگی طول کشید، اما خوشحالم که خانه ای معنوی پیدا کردم.

شفای جسمی، روانی  و روحانی در زندگی من اتفاق افتاده است  بسیار سپاسگزارم. من مجبور نیستم از خودم متنفر باشم که کامل غذا نمی‌خورم یا  زندگی کاملی ندارم. OA جایی  برای تکامل است، نه کمال. من هنوز آن را درست درک نمی کنم ، اما تفاوت مهم این است که چگونه با هر اتفاقی که می افتد برخورد می کنم.

دیابت نوع ۲ مستقیماً تحت تأثیر مصرف غذا قرار می گیرد – چیزی که یک سال قبل از اینکه حتی سعی کنم پیشرفت پرخوری ام  را کنترل کنم به خودم می گفتم. اما من باید برای تغییر زندگی ام تلاش می کردم. اکنون، اگر من فقط به انجام کارهایی که باید انجام دهم، یک روز در یک روز  ادامه دهم، بهبودی ادامه خواهم داد و دیگر مجبور به دریافت انسولین نخواهم شد.

پرخوران گمنام  به معنای واقعی کلمه مرا نجات داده است. دوازده قدم فوق العاده است. ابزارهای بهبودی  به خودی خود معجزه هستند. من از افرادی که هر هفته دور این میزها هستند بسیار سپاسگزارم، از همه چیزهایی که یاد گرفته ام سپاسگزارم. می دانم سفر من تازه شروع شده است: هر روز فرصت دیگری برای زندگی در بهبودی است. امروز می‌توانم هر کاری را که قلب و ذهنم را برای انجام دادن با کمک نیروی برترم و قدم ها و ابزارهای OA انجام دهم، انجام دهم. از شما برای این برکت بزرگ  از همه سپاسگزارم.

– ویرایش و تجدید چاپ از The Steping Stone , Northeast Wisconsin Intergroup, Oct/Nov 2013

نوشته‌های مشابه

  • چک لیست بهبودی پرخوران گمنام

    چک لیست بهبودی پرخوران گمنام یکی از مهم‌ترین ابزارهایی است که به اعضا کمک می‌کند پرهیز خود را حفظ کنند. این چک لیست در قالب…

  • اولین روز من در OA

    من کارولینا هستم، یک پرخور شکرگزار. روز چهارشنبه‌ای گرم و آفتابی در دسامبر ۲۰۱۷ بود؛ همان روزی که بعدها فهمیدم نقطه عطف زندگی‌ام است. باد…

  • یک دنیا توقع و  انتظار

    من، مریم، زنی پنجاه‌ساله‌ام، ساکن قاهره هستم. سال‌ها در سکوت، با پرخوری مزمن دست‌وپنجه نرم کرده‌ام؛ عادت ناپسندی که در پس آن، زخم‌هایی عمیق از…

  • پیام تلفنی در تعطیلات  

    (‌پرهیز در تعطیلات) من می خواهم یک یادداشت از تجربه عشق بلاعوض را ‌در میان  بگذارم تجربه ای  از یک سرویس تلفنی OA  به من…

  • افکار جدید در پرهیز

    من عضوی قدیمی از پرخوران گمنام (OA) هستم، ساکن ایالت کالیفرنیا. نخستین بار بیش از دو دهه پیش به این برنامه قدم گذاشتم، زمانی که…

  • کمال گرایی، یک ویار جدید

    مدتی بود که دیگر به سراغ غذا نمی‌رفتم. نه از سر گرسنگی، نه برای فرار. حتی وقتی روزهای سختی را می‌گذراندم، توانسته بودم به ابزارهایی…