تراز ذهنی درمشکلات

تراز ذهنی درمشکلات

در اینجاچند سوال ساده وجود دارد که چندین بار به من کمک کرده است: اهمیت این سوالات  در این است  که به من این توان را می دهد تا  یک تراز ذهنی بگیرم  و از خودم بپرسم چه  نگرشی بهبودی مدارانه در مورد مشکلات دارم.

در هنگام مشکلات  این سواالات را از خودم بپرسم:

۱-  وسوسه  ذهنی من ارزش ان را دارد که پرهیزم را زیر سوال ببرم و به آن بها دهم ؟

پاسخ همیشه این است: “نه ، اینطور نیست.” بدون بهبودی روحانی ، عاطفی و جسمی ، من نمی توانم با نیروی برتر خود ، که به من کمک می کند یک زندگی شاد و مفید داشته باشم ، ارتباط برقرار کنم.

من برای زندگی  سالم و در پرهیز به نیروی برتر خودم نیاز دارم. بنابراین ، حفظ بهبودی مهمترین اولویت من است. نگران شدن ، بحران سازی  و نشخوار کردن ذهنی  در مورد یک مشکل یا وضعیت مانع بهبودی من می شود.

۲ – بدترین حالت ممکن  چیست و  احتمال وقوع آن چقدر است؟ 

معمولاً بدترین سناریو آن چنان که من در ابتدا تصور کردم بد نیست و اغلب اتفاق نمی افتد. من با یادآوری به خودم آرامش  می یابم که حتی اگر چنین شود ، نیروی  من در آنجا خواهد بود و مرا یاری خواهد کرد.

۳ – آیا این مشکلی است که اکنون باید آن را حل کنم؟ 

مشکلات همیشه وقتی وسط آنها هستم بزرگ ،و فوری به نظر می رسند ، اما معمولاً به بزرگی یا فشارروانی من نیست که فکرش را می کنم. اگر نمی توانم وسوسه بیش از حد یکی را رها کنم ، آن را روی یک کاغذ یادداشت می کنم و در جعبه خدای خود  می گذارم.این نماد تبدیل آن به نیروی برتر من است.

۴-  آیا این مشکل من مربوط به من است؟

گاهی اوقات مشکل  در واقع مشکل شخص دیگری است. رسالت تراشی  ، مرا متقاعد کرده مسئولیت حل آن بر آنها بر عهده من است.

پرسیدن این سواالات همچنین به من کمک می کند به یاد بیاورم آنچه امروز افکار من را به خود مشغول می کند به زودی خاطره ای کمرنگ خواهد  

در عوض ، من باید تصویر کلان را ببینم و آنچه را که قبلاً با کمک نیروی برتر خود بر آن غلبه کردم ، تأمل کنم. بسیاری از مشکلات گذشته در حال حاضر کوچک و غیر مهم به نظر می رسند ، بنابراین به احتمال زیاد آنچه که اکنون با آن سر و کار دارم در آینده نزدیک به همان شکل به نظر می رسد.

چه بزرگ و چه کوچک ، مهم یا غیر مهم ، من می توانم با سلامت عقل  و پرهیز خود از طریق دوازده قدم و اتکا به نیروی برتر  خود ، از عهده هر چیزی برآیم .

– جینی اف. ، پارک سیتی ، کانزاس آمریکا

*کانال ترجمه نشریه راه زندگی *

نوشته‌های مشابه

  • توهم دانایی

    من رِکا هستم، سی و هشت ساله، از بوداپست. سال‌ها گرفتار پرخوری عصبی بودم. چرخه‌ای دردناک که بارها تکرار می‌شد: پر کردن معده با حجم…

  • رقابت ناسالم

    رقابت ناسالم مثل غذای ویار عمل می کند من پیوتر هستم از لهستان، و یک پرخور در حال بهبودی.اگر بخواهم صادق باشم، ریشه‌ی احساس ناکافی…

  • بی کلام شنیدن

    یک ماه پیش ، به دوستم سر زدم. خیلی وقت پیش قرار بود، زمانی را انتخاب کنیم که او به آتلیه من مراجعه کند و…

  • مسیر آرام به سوی وزن سالم

    من جک هستم، ۴۷ ساله، اهل کانادا. سال‌ها با رژیم‌های مختلف دست و پنجه نرم کردم؛ رژیم‌های سخت، پاک‌کننده، وعده‌های کم‌کالری و برنامه‌های ورزشی سنگین….

  • جنگ با غذا، جنگ با دنیا

    من مایکل هستم، ۲۷ ساله؛ یک پرخور بی‌اختیار — و شاید غیرمنتظره‌تر از آن، یک کالری‌سوز افراطی. این یعنی چه؟ یعنی هم‌زمان از غذا گریزانم…

  • فرار از خودم با غذا

    نام من دیوید، یک پرخور و گروهبان دوم ارتش ایالات متحده هستم. سال ۲۰۰۵ بود و زمزمه‌های اعزام نیروهای جدید به عراق، در پادگان‌ها پیچیده…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *