من یک غذاخور عادی نیستم
سالها تلاش کردم مثل دیگران باشم؛ سر میز غذا آرام بنشینم، سهم کوچکی بردارم، به موقع سیر شوم و قاشقم را کنار بگذارم. اما برای…
سالها تلاش کردم مثل دیگران باشم؛ سر میز غذا آرام بنشینم، سهم کوچکی بردارم، به موقع سیر شوم و قاشقم را کنار بگذارم. اما برای…
من رِکا هستم، سی و هشت ساله، از بوداپست. سالها گرفتار پرخوری عصبی بودم. چرخهای دردناک که بارها تکرار میشد: پر کردن معده با حجم…
اسم من یان یک پرخور بی اختیار هستم. بچه آخر یک خانواده شلوغ و پرجنبوجوش در هلند بودم، جایی که صدای همه بلند بود و…
من، ژانین، در فرانسه زندگیمی کنم، سالهاست که با حس گم گشتگی در مقابل غذا و وزن مبارزه میکنم. وقتی برای نخستینبار در شانزده سال…
من عضوی قدیمی از پرخوران گمنام (OA) هستم، ساکن ایالت کالیفرنیا. نخستین بار بیش از دو دهه پیش به این برنامه قدم گذاشتم، زمانی که…
مدتی بود که دیگر به سراغ غذا نمیرفتم. نه از سر گرسنگی، نه برای فرار. حتی وقتی روزهای سختی را میگذراندم، توانسته بودم به ابزارهایی…
هانا هستم، یک بیاختیارخور. هیچوقت فکر نمیکردم روزی این جمله را با صدای بلند بگویم، ولی حالا بخشی از حقیقت من است. آن صبح، وقتی…
نام من آندره است. پنجاهویک سال دارم و در خیابان رویو دس مارتا ، در قلب پاریس، صاحب یک نانوایی کوچک اما پررفتوآمد هستم. نانهای…
من، مریم، زنی پنجاهسالهام، ساکن قاهره هستم. سالها در سکوت، با پرخوری مزمن دستوپنجه نرم کردهام؛ عادت ناپسندی که در پس آن، زخمهایی عمیق از…
نام من دیوید، یک پرخور و گروهبان دوم ارتش ایالات متحده هستم. سال ۲۰۰۵ بود و زمزمههای اعزام نیروهای جدید به عراق، در پادگانها پیچیده…