به تنهایی نتوانستم

من یک  پرخور مادام العمر هستم. بیماری من به گونه ای است که هرگز نمی توانم OA را ترک کنم.  

عمری  را صرف مبارزه با غذا وجسم  خود کردم و نتیجه آن یک ناامیدی روحی آزار دهنده برای یافتن راهی دیگر بود. 

بیماری من شکلی فرم خاص خود را  دارد  من نام آن را “پرخوری سنتی” می گزارم. یک داستان تکراری را دنبال می‌کردم  پرخوری و رژیم هیچکدام انتهایی نداشت. گاهی اوقات به اندازه یک ماه گاهی چند ماه  طول می کشید تا احساس کنم دوباره نیاز به پرخوری ورژیم دارم ، اما آن روز همیشه فرا می رسید. 

من واقعا خدا روشکر می کنم که به آخر خط  رسیدم ، زیرا اکنون در اعماق درون خود درک می کنم که هرگز و هرگز نمیتوانم با غذا راحت برخورد کنم.

تسلیم پدیده ای شگفت انگیز است. به من این امکان را داده است که در شانزده سال گذشته در OA بمانم و ۱۴  کیلوگرم کاهش وزن داشته باشم. از دست دادن این وزن سه تابستان طول کشید چون کاهش وزن برای من آسیب زاست. من نمی توانم. بیش ۵ کیلوگرم در یک دوره کم  کنم‌. مجبور شدم خودم را با سرعت  حرکت کنم وبرای تغییرات اندازه واقعیت  بدنم زمان بگذارم.

بهبودی زمان بر است. در ابتدا ، پرهیز من خیلی پیچیده بود: اوایل  مهم نیست که رژیم بگیرید ،  برای دیدن معجزه نیازی به پرخوری و رژیم نداری ! اولین راهنمایم من در OA از  خواست لیستی از غذاهای که مرا به دردسر می اندازد تهیه کنم (هرگز اشاره نکرد،  که در بعضی مواقع از من خواسته می شود از خوردن این غذاها خودداری کنم) ، و گفت: “ما رژیم نمی گیریم  – ! “

امروز من خدمت می کنم . زیرا اگر می خواهم داشته هایم‌ را حفظ کنم  ، باید عشقی که من داده شده را باز پس دهم .من راهنما شدم و خودم راهنما دارم  و راهنمایم  راهنما دارد واین زنجیره ادامه دارد. این یک شرط است:

  “نباید این راه به تنهایی بروم  ، زیرا یک‌عمر تنها رفتن کار مرا به درهای OA رسانده است.” 

من همه خسارت های خود  جبران کرده ام ، به جز اشخاصی که نمی توانستم آن را  پیدا کنم. هر روز صبح به زانو در می آیم و کمک می خواهم. من مراقبه می کنم شب ها دوباره به زانو در می آیم و از خدایی که درک کردم برای یک روز دیگر پرهیز شکرگزاری می کنم.

هرچه زمان می گذرد ، من درمورد توانایی خودم در اداره برخی از مواد غذایی با خودم صادقانه تر بر خورد می کنم

من غذاهای  ویار خود را که تحت عنوان “قند مصنوعی” قرار می گیرند ، نمی خورم و از غذاهای مانند نان های شیرین و غلات پرهیز می‌کنم  من یک برنامه ۳-۰-۱ را دنبال می کنم: من هر روز سه وعده غذا می خورم که عمدتا کم کالری هستند و برای من مفید است این کاری است که من باید انجام دهم تا از خوردن بی اختیار و رفتارهای غذایی بی اختیار پرهیز کنم.

این مسیر  بهبودی برای همه کسانی است که آن را می خواهند. اگر مثل من یک پرخور بی اختیار سخت گیر هستید ، اگر به راحتی از کاهش وزن ناامید شده اید ، دوباره برگردید. هرگز تسلیم نشوید ، این کار را به تنهایی انجام ندهید و قدم ها را بردارید – آنها زندگی شما را تغییر می دهند!  معجزه برای شما اینجاست ، زیرا برای من اتفاق افتاد.

– بت ام ، توسان ، آریزونا

ترجمه از نشریه راه زندگی

نوشته‌های مشابه

  • چک لیست بهبودی پرخوران گمنام

    چک لیست بهبودی پرخوران گمنام یکی از مهم‌ترین ابزارهایی است که به اعضا کمک می‌کند پرهیز خود را حفظ کنند. این چک لیست در قالب…

  • اولین روز من در OA

    من کارولینا هستم، یک پرخور شکرگزار. روز چهارشنبه‌ای گرم و آفتابی در دسامبر ۲۰۱۷ بود؛ همان روزی که بعدها فهمیدم نقطه عطف زندگی‌ام است. باد…

  • سفر از گرسنگی تا آزادی

    من، لیزا، زنی ۵۰ ساله‌ام که در یکی از محله‌های فقیرنشین سیدنی بزرگ شدم. خانواده‌ام پرجمعیت بود و درآمد پدرم، که کارگر ساده‌ای بود، کفاف…

  • من یک غذاخور عادی نیستم

    سال‌ها تلاش کردم مثل دیگران باشم؛ سر میز غذا آرام بنشینم، سهم کوچکی بردارم، به موقع سیر شوم و قاشقم را کنار بگذارم. اما برای…

  • بی کلام شنیدن

    یک ماه پیش ، به دوستم سر زدم. خیلی وقت پیش قرار بود، زمانی را انتخاب کنیم که او به آتلیه من مراجعه کند و…

  • یک حس قربانی شدن

    دقیقاً امروز سی‌وپنج روز است که پشت سر هم روی ترازو رفته‌ام و هر روز افزایش وزنم را دیده‌ام. هر عددی که بالا می‌رود، انگار…