یاد آوری منظم بهبودی
|

یاد آوری منظم بهبودی

(پرهیز در بعد از تعطیلات) 

من یک پرخور بی اختیار هستم که خدا را  برای سی و شش سال در پرهیز بودنم شکر می کنم. 

این برای من شگفت انگیز است ، اما برای نیروی برترم‌ ، که از من می خواهد فقط یک روز یک روز درر پرهیز باشم ، شاید شگفت آور نیست. جمع شدن روزها ، هفته ها و سالها در دست نیروی برترم است. کار من این است که  فقط برای  امروز پرهیز کنم.

من به تازگی از تعطیلات  برگشته ام ، تعطیلاتی که با  پرهیز ، آرام ، آسان ، بدون دغدغه و در منطقه ای زیبا بود. اکنون من در حال بازگشت به زندگی مسئولیت ، فشار ، و کارکردن  هستم. واقعا بازگشت به “دنیای واقعی” ممکن است دشوار باشد اگر من  فکر‌می کردم، زندگی کاری‌‌ ام  یک مشکل و تعطیلات من به عنوان راه حل است.من فکر می کنم  چقدر خوب است‌  در تجربه تعطیلات بی پایان باشم.

ذهن من تحت تأثیر بیماری من را به محلی برای دلسوزی  به حال خودم ، رویا و کینه دعوت می کند. من فکر می کنم که باید کارم را ترک کنم ، دور شوم ، نویسنده شوم و در یک کلبه  زندگی کنم. همه چیز و همه چیز بهتر از شغل فعلی ، خانه و زندگی من ظاهر می شوند.

خوشبختانه ، من این برنامه را دارم که به من کمک می کند تا با یک نیروی‌برترم  که می تواند امروز (نه فردا) سلامت عقل من بازگرداند دوباره وصل شوم. نیروی برتر  از رویاها ، چشم اندازها و خیالات  وذهن دیوانه من آگاه است و  قدرتی از طریق پذیرش و سپاسگزاری آرامش ارائه می دهد. 

همانطور که من قدم های  ده ، یازده و دوازده را روزانه کار می کنم و از ابزارها استفاده می کنم با نوشتن ، صحبت با راهنمایم و رفتن به جلسه خانگی، نقص های  شخصیت من (ترس غیرواقعی  ، خودمحوری در این مورد خاص) مشخص می شود.

عشقم به شغل ، خانه و زندگی روزمره ، از جمله پرهیزی که معمولاً یک روز یک روز تجربه می کنم،به من یادآوری می کند که خوشبختی نه با فرار از زندگی بلکه با درگیر شدن با آن حاصل می شود بله ، من از تعطیلات خود لذت می برم ، اما به لطف دوازده قدم بهبودی ، از زندگی روزمره معمولی ، راضی و آرام خود نیز لذت می برم.

بنابراین امروز صبح ، من برای شنا هر هر روزه ام رفتم ، صبحانه منظم خود را خوردم و به طور منظم با رهجوها تماس گرفتم. امروز سرد است  ، بنابراین من در خانه مانده ام تا اینکه در آخرین روز تعطیلاتم سعی کنم یک تور “شگفت انگیز” دیگر را سپری کنم.. من چند مورد را در لیست کارهای خانه ام بررسی کردم ، دوش گرفتم و وقتی برای نوشتن این تجربه  برای  مجله لایف لاین گذاشتم.

عصر هنوز پیش روی من قرار دارد و من از بازگشت فردا به محل کار اضطراب ندارم و آرزو نمی کنم کاش جای دیگری باشم با تشکر از نیروی برترم‌ ، من هوشیار  در پرهیز و آرام هستم. این واقعاً یک روش شگفت انگیز برای زندگی است!

می دانم که خودم نمی توانم این کار را انجام دهم. من باید بهبودی را در شما ببینم تا باور کنم که برای من امکان پذیر است. 

با تشکر از OA ، راهنمایم‌ ، و رهجوهایم . با تشکر از همه اعضای در پرهیز OA که به من نشان می دهد چگونه یک روز دیگر در بهبودی زندگی کنم.

کانال ترجمه نشریه راه زندگی

https://t.me/+YXFwUO6jIGg3NDdk

نوشته‌های مشابه

  • پیام های نجات بخش

    من در ۲۶ مارس ۲۰۰۵ (۶ فروردین ۱۳۸۴) وارد OA شدم آن زمان فکر می کردم فقط مشکل وزن دارم. خیلی زود متوجه شدم که…

  • سندروم عادی شدن

    من آنیتا هستم یک پرخور بی‌اختیار یک ایرانی هندی از جنوب هند، از شهری کوچک بین چنای و پاندیشری. زندگی‌ام همیشه میان رنگ‌ها، عطر ادویه‌ها…

  • اولین روز من در OA

    من کارولینا هستم، یک پرخور شکرگزار. روز چهارشنبه‌ای گرم و آفتابی در دسامبر ۲۰۱۷ بود؛ همان روزی که بعدها فهمیدم نقطه عطف زندگی‌ام است. باد…

  • سکوت میان آژیرها

    پرهیز در جنگ تجربه پارسی زبانان دیروز حوالی ساعت ۱۰ صبح، صدای آژیر قرمز تمام محله‌مون رو لرزوند. اول فکر کردم اشتباه می‌کنم، شاید صدای…

  • قدم زدن در میان احساسات

     زمانی که تمام امیدم به درک خوشبختی یا داشتن هدف را از دست داده بودم به OA  پیوستم. من بیست و پنج سال قبل در…