خواندنی روزانه شوق پرهیز _ ۱۱ مرداد
برای ما که سالها در پشت غذا و جزایرِ بهظاهر امنمان مخفی شده بودیم و به هیچکس و هیچچیز—حتی خودمان—احساس تعلق نداشتیم، پیدا کردن تفاوت با دیگران کار دشواری نیست.
ما همیشه احساس میکردیم «متفاوت» هستیم؛ جدا، دور و نادیده گرفتهشده.
این تفاوت، گاهی به شکل خودکمبینی ظاهر میشد و گاهی در قالب خودبزرگبینی؛ اما در هر صورت، ما را از دیگران دورتر میکرد.
غذا برای ما تبدیل به پناهگاهی شده بود که در آن از این احساس بیگانگی فرار میکردیم.
ما در جزایر امنِ خودمان زندگی میکردیم؛ جایی که شاید موقتاً آرامش داشت، اما ما را از ارتباط واقعی با خود، دیگران و زندگی جدا میکرد.
در مسیر بهبودی، کمکم متوجه میشویم که این «تفاوت» آنقدرها هم واقعی نیست.
ما یاد میگیریم که احساس تعلق را دوباره تجربه کنیم؛ نه با پنهان شدن، بلکه با حضور داشتن.
ما میآموزیم که میتوانیم دیده شویم، شنیده شویم و بخشی از این دنیا باشیم، بدون اینکه پشت غذا یا رفتارهای اجباری پنهان شویم.
امروز به خودم اجازه میدهم از پناهگاههای قدیمی بیرون بیایم و ارتباطی واقعیتر با زندگی برقرار کنم.
✧ جمله تأکیدی روزانه:
من به این دنیا تعلق دارم و میتوانم بدون پنهان شدن، خودم باشم.
✧ سؤال روزانه:
امروز در کجا میتوانم بهجای پنهان شدن، حضور واقعیتری داشته باشم؟
