
مجموعهای از ترانههایی که با الهام از تجربه مشترک اعضای پرخوران گمنام و با بهرهگیری از ابزارهای هوش مصنوعی تولید شدهاند. اشعار این آثار توسط اعضای انجمن سروده شده و با هدف انتقال پیام امید، پذیرش، بهبودی و همدلی منتشر میشوند.
درباره ترانههای بهبودی
موسیقی میتواند احساسات را منتقل کند، امید را زنده نگه دارد و پیام بهبودی را به شکلی متفاوت به دلها برساند. ترانههای این مجموعه با الهام از تجربههای واقعی اعضای پرخوران گمنام و اشعار سرودهشده توسط اعضای انجمن شکل گرفتهاند. تولید موسیقی این آثار با استفاده از فناوری هوش مصنوعی انجام شده است، اما پیام، احساس و تجربهای که در آنها جریان دارد، از دل تجربه مشترک اعضا برخاسته است.
ترانه ها

پرهیز
برای روزهایی که انتخاب پرهیز، آرامش و امید را دوباره به زندگی بازمیگرداند.
دیروزِ من تو خاطرتون هست
وقتی که از مرگِ من برگشتم
وقتی که دستام سخت بالا رفت
گفتم که از این زندگی خستم
وقتی هزاران لقمه رو با خشم
جای خدا هر لحظه میخوردم
من هر نفس رو با نفستنگی
روی خطوطِ مرگ میبردم
من سالها گم کرده بودم تو
تو سالها دنبالِ من بودی
آغوشِ تو، همدردِ من، با عشق
یک آسمون آغوشِ بهبودی
پرهیز هم یک اتفاقِ خوب
بینِ بهار، گرمی و سردی
من قلبِ تو گم کرده بودم، جان
تو با نفسهای من همدردی
من وسوسه میشم که باز یکبار
جای خدا یک لقمه بردارم
با گرمیِ دستات و با حرفات
پرهیز توی سفره میذارم
تو انتهای پشتِ این کوهها
لغزش نشسته، ابر میبافه
اما دعای توی این حلقه
میگه: «عزیزم، آسمون صافه»
اون لقمههای تلخِ دیروزی
امروز غذای نور و آگاهی
تو انتهای قفلِ زندونها
پیدا میشه به آسمون راهی
توی دعای خلوتِ پرهیز
میشه من و یادت بیاد بازم
دیگه نه مغرور و نه سخت، من
با این نفسهای تو همسازم

برگشته
برای اعضایی که پس از لغزش، با امید و شهامت دوباره به مسیر بهبودی بازگشتهاند.
من تو رو خوب بلدم، دوست
آخه تو خودِ منی تو
فرقی هم نداره، ای عشق
مردِ خسته یا زنی تو
میدونم سایهٔ غصه
تو وجودِ تو نشسته
میدونم صدای لغزش
باورِ تو رو شکسته
میشنوم توی سکوتت
حرفهای نگفته داری
با دو پای حسرت و درد
لحظهها رو جا میذاری
گرچه بادِ سرکشِ غم
گلِ پرهیزت رو چیده
صندلیت با یادِ خوبت
خالی تو خاطره مونده
ممنونم که اومدی باز
دلمون بدجوری تنگ بود
انگاری که تپشِ قلب
با غمت یکی یهرنگ بود
من و تو، یه «مای» محکم
چمدونِ عشق بردار
همسفر، بیا دوباره
پرهیزو تو کوله بگذار
باغِ بدرقه رو این بار
پرعطرِ رازقی کن
خوش که برگشتی، عزیزم
با خدا تو عاشقی کن

تازهوارد
برای کسی که با امید، اولین قدم را در مسیر بهبودی برمیدارد.
خسته از شخصِ تو آینه،
وزنِ آشوبِ توی سر
عددای گنگِ مبهم
که شکسته عشق و باور
من میفهممت، عزیزم
استجابتِ شبِ سرد
تازه اومدی، عزیزم
منتظر بودیم، ای همدرد
میدونم این روحِ خستهات
چه بلاها که ندیده
میدونم که از زمونه
گوشهای تو چی شنیده
آخه تو شبیه من نه
تو خودِ خودِ منی تو
فرقی هم نداره که تو
مردِ خسته یا زنی تو
آدرسِ خدا بهت داد
قلبِ من به روی تو باز
با دعای خیرِ پرهیز
سفر، گلم، کن آغاز
حلقهٔ عشقِ من و ما
درِ بستهای نداره
دردِ مشترک کسی رو
پشتِ در جا نمیذاره
تازهوارد، تو این جمع
تو خوش اومدی به خونه
مطمئن باش که بیایی
چیزی از غم نمیمونه
