۳۱. بی طرفی در پرهیز

۳۱. بی طرفی در پرهیز

بی‌طرفی، برچسب زدایی از غذاها و رسیدن به موضع بی طرفی در پرهیز

مقدمه

ما در انجمن پرخوران گمنام، از همان آغاز یاد گرفته‌ایم که یکی از مهم‌ترین ستون‌هایی که برنامه‌مان بر آن استوار است، سنت‌ها هستند. این سنت‌ها صرفاً قوانینی خشک نیستند، بلکه نگاه ما را به زندگی، بهبودی، روابط و حتی غذا شکل می‌دهند. سنت دهم، یکی از کلیدی‌ترین سنت‌ها در این مسیر است:
انجمن”OA هرگز نظر رسمی درباره مسائل خارجی اظهار نمی‌کند”

وقتی برای اولین بار این جمله را شنیدیم، آن را تنها درباره سیاست، اقتصاد یا مسائل اجتماعی فهمیدیم. اما هرچه پیش رفتیم، دریافتیم که این سنت، معنایی عمیق‌تر و کاربردی‌تر هم دارد.
این سنت ما را به موضع بی‌طرفی دعوت می‌کند. و این بی‌طرفی فقط درباره دنیا نیست؛ بلکه درباره زیستنِ ما در این برنامه نیز هست — از جمله بی‌طرفی نسبت به غذا.

در OA یاد می‌گیریم غذا یک «مسئله خارجی» است. غذا دشمن ما نیست، دوست ما هم نیست. غذا فقط غذاست؛ ابزاری در بیرون از ما. اما رابطهٔ ما با غذا، جایی است که بیماری‌مان فعال می‌شود. بنابراین برای رسیدن به پرهیز، باید بیاموزیم که چگونه از حالت قضاوتی نسبت به غذا خارج شویم و در جایگاه بی‌طرفی قرار بگیریم.

این نشریه تلاشی است برای توضیح اینکه چرا بی‌طرف شدن نسبت به غذا، ما را به مفهوم «برچسب زدایی از غذاها» می‌رساند، و چگونه این بی‌طرفی مقدمهٔ رسیدن به پرهیز در برنامهٔ OA است.

——————————————————–

۱. سنت دهم و معنای عمیق بی‌طرفی

وقتی می‌گوییم OA درباره مسائل خارجی قضاوت نمی‌کند، ما نیز به‌عنوان اعضا یاد می‌گیریم که:

– قضاوت کردن را کنار بگذاریم
– به سمت پذیرش حرکت کنیم
– از دوگانه‌سازی و افراط بیرون بیاییم

این الگو در تمام ابعاد زندگی ما جاری می‌شود؛ از روابط گرفته تا غذا.

در طول سال‌ها متوجه شدیم که ذهن بیمار ما دوست دارد همه چیز را در قالب «خوب یا بد»، «مجاز یا غیرمجاز»، «سمّی یا سالم» طبقه‌بندی کند. این نگاه دوگانه‌ای که ما به جهان داریم، همان چیزی است که بیماری‌مان تغذیه می‌کند و پرخوری‌مان را تشدید می‌کند.

اما سنت دهم یک پیام پنهان برای بهبودی ما دارد:
«بی‌طرفی زیربنای آرامش و پرهیز است. امروز ما حتی نسبت به غذا نیز بی طرفیم »

وقتی به بی‌طرفی نزدیک می‌شویم، از نگاه قضاوتی بیرون می‌آییم؛ و این همان چیزی است که ما در رابطه با غذا شدیداً به آن نیاز داریم.

——————————————————–

۲. غذا به‌عنوان موضوعی خارجی

در OA یاد گرفته‌ایم که:
غذا مشکل ما نبود؛ رابطهٔ ما با غذا مشکل ما بود.همانطور که خوردن *مشکل ما نیست خوردن از روی وسوسه مشکل ماست*

بنابراین غذا در دستهٔ مسائل خارجی قرار می‌گیرد. درست مانند پول، شغل، سیاست یا روابط خانوادگی. غذا چیزی در بیرون از ماست. بیماری ما در درون ماست.

وقتی غذا را به‌عنوان یک موضوع خارجی می‌بینیم:

– قدرت نادرستی که به آن داده‌ایم پس گرفته می‌شود
– احساسات و ترس‌هایمان درباره غذا کمتر می‌شود
– می‌توانیم بین «من» و «غذا» فاصلهٔ سالم ایجاد کنیم

و درست در همین نقطه است که مفهوم بی‌طرفی نسبت به غذا معنا پیدا می‌کند.

——————————————————–

۳. بی‌طرفی نسبت به غذا یعنی چه؟

بی‌طرفی یعنی:

– غذا را دشمن ندانیم
– غذا را نجات‌دهنده ندانیم
– غذا را به دو دستهٔ «مقدس» و «شیطانی» تقسیم نکنیم
– به غذا قدرتی ندهیم که سزاوارش نیست

در ذهن بیمار ما، اغلب غذاها دو برچسب دارند:

– «ممنوع»
– «مجاز»

اما بی‌طرفی یعنی پذیرش این حقیقت که:
هیچ غذایی ذاتاً ممنوع نیست و هیچ غذایی ذاتاً مجاز نیست.

غذا تنها «غذا»ست. ارزش اخلاقی ندارد. این ما هستیم که با افکار، ترس‌ها، کنترل‌گری‌ها یا گریز از کنترل، آن را به یک مسئلهٔ پیچیده تبدیل می‌کنیم.

——————————————————–

۴. برچسب زدایی از غذاها در OA

برچسب زدایی یعنی:

– غذا را از دوگانهٔ خوب/بد بیرون بیاوریم
– محدودیت‌های سختگیرانهٔ ذهنی را کنار بگذاریم
– و آن را به جای اصلی‌اش یعنی یک «ابزار تغذیه» برگردانیم

در نشریه یک برنامه جدید غذایی به تاسی از علم تغذیه ما پنج دستهٔ غذایی داریم:

– نشاسته‌ها
– پروتئین‌ها
– سبزیجات
– میوه‌ها
– چربی‌ها

در برنامه، هیچ‌کدام از این دسته‌ها حذف نمی‌شوند.
چون بدن ما به همهٔ آن‌ها نیاز دارد.
اما اگر نسبت به یک مادهٔ غذایی ویار، ولع یا عدم تحمل داریم، در همان دسته تغییر انجام می‌دهیم.

مثال:

– اگر آرد گندم مشکل ایجاد می‌کند، جو را جایگزین می‌کنیم.
– اگر یک نوع شیرینی محرک ولع است، جایگزین سالم‌تری در همان گروه نشاسته انتخاب می‌کنیم.

برچسب زدایی یعنی:
غذا حذف نمی‌شود؛ رابطهٔ ناسالم با آن اصلاح می‌شود.

——————————————————–

۵. مشکل ما غذای مجاز نبود، پرخوری بود

یکی از آگاهی‌هایی که به‌مرور در برنامه به دست آوردیم این بود که:

– بسیاری از لغزش‌های ما از غذاهایی بوده که آن‌ها را «مجاز» می‌دانستیم
– و همین برچسب مجاز ذهن ما را فریب می‌داد
– در نتیجه پرخوری با غذای مجاز شروع می‌شد و به چرخهٔ بیماری می‌رسیدیم

بنابراین مسئله غذا نبود؛
مسئله نوع خوردن ما بود.

وقتی به یک غذا برچسب «این که مجازه!» می‌زدیم، ذهنمان اجازه می‌داد که پردهٔ احتیاط کنار برود و وارد پرخوری شویم.

این تجربه به ما نشان داد که:

– برچسب‌گذاری ذهنی خطرناک‌تر از خود غذاست
– ذهن بیمار با برچسب «مجاز» شروع به توجیه‌کردن رفتار می‌کند برای همین ما از عنوان غذای دردسر ساز در oA استفاده می کنیم. چون ممکن است غذای دردسر ساز بنا بر باورهای قبلی اتفاقا یک غذا سالم باشد اما مصرف آن برای ما ایجاد درد سر می کند.
– پرخوری حتی با سالم‌ترین غذاها هم اتفاق می‌افتد

و اینجاست که دوباره می‌رسیم به اصل بی‌طرفی:
وقتی برچسب‌ها حذف می‌شوند، پرخوری سخت‌تر می‌شود.

——————————————————–

۶. بی‌طرفی + برچسب زدایی = حرکت به سوی پرهیز

پرهیز در OA یعنی:

– رها شدن از وسواس ذهنی نسبت به غذا
– قطع چرخهٔ پرخوری
– ساختن یک رابطهٔ آرام با غذا

برای رسیدن به این پرهیز، لازم است:

– موضع ما نسبت به غذا بی‌طرف است.
– برچسب زدایی کنیم
– و به برنامهٔ عملی خود ساختار بدهیم

وقتی غذا بی‌طرف می‌شود:

– ذهن ما آرام‌تر می‌شود
– گرفتار وسوسهٔ «حمله به غذای مجاز» نمی‌شویم
– غذا از جایگاه قدرت پایین می‌آید
– و ما می‌توانیم مسئولیت رفتار خود را دوباره در دست بگیریم

——————————————————–

۷. چگونه بی‌طرفی را در زندگی روزمره تمرین کنیم؟

چند مهارت مهم:

۱. پرهیز از برچسب‌زدن
نه بگوییم این غذا «بد» است و نه بگوییم «بی‌نهایت مجاز».

۲. تمرکز بر رفتار، نه غذا
مسئله همیشه مقدار و نیت پشت خوردن است.

۳. گوش دادن به بدن
سیری و گرسنگی واقعی.

۴. ساختار وعده‌ها
نظم کمک می‌کند ذهنمان سوءاستفاده نکند.

۵. شفاف‌سازی محرک‌ها
تغییر در همان گروه غذایی، بدون حذف کامل.

۶. صداقت برنامه‌ای
نوشتن، مشارکت، تماس تلفنی.

۷. یادآوری اینکه غذا یک موضوع خارجی است
و بیماری ما داخلی و ذهنی.

——————————————————–

۸. نتیجه‌گیری

در OA ما به‌تدریج یاد گرفته‌ایم که مسیر پرهیز از جنگیدن با غذا نمی‌گذرد؛ از بی‌طرفی نسبت به غذا می‌گذرد.
سنت دهم به ما یاد می‌دهد که از موضع‌بندی‌های افراطی دست برداریم.
وقتی این اصل را به غذا تعمیم می‌دهیم:

– دوگانه‌سازی حذف می‌شود
– پرخوری کمتر می‌شود
– ذهن آرام‌تر می‌شود
– و رابطهٔ ما با غذا از حالت «جنگ» به «تعادل» تبدیل می‌شود

پرهیز فقط نخوردن پرخوری نیست؛
پرهیز یک حالت ذهنی بی‌طرف و آرام است که در آن غذا قدرتی بر ما ندارد.

و این همان آزادی‌ای است که سال‌ها دنبالش بودیم.

نوشته‌های مشابه

  • ۱۸. تشویق و تنبیه با غذا

    خود را با غذا تشویق و تنبیه نکنیم ما بسیاری از سال‌های زندگی‌مان را در این باور گذراندیم که غذا چیزی بیش از تغذیه است….

  • ۲۰. مرزهای سیاه و سفید پرخوری

    تجربه بیستم مراقب مرزهای سیاه و سفید پرخوری باشید فصل اول: ماهیت پرخوری بی‌اختیارپرخوری بی‌اختیار برای ما تنها یک مشکل غذایی نیست؛ بلکه پاسخی عاطفی،…

  • ۲. عادت های بد غذایی

    عادت های بد غذایی قسمت اول :به عادت‌های بد غذایی توجه کنید مقدمه – چرا عادت‌های بد غذایی مهم هستند؟ ما در تجربه‌ی خود آموخته‌ایم…

  • ۵. طراحی برنامه غذایی

    در برنامه‌ی پرخوران گمنام (OA)، ما می‌کوشیم از بی‌برنامگی در خوردن به سوی آگاهی و نظم در تغذیه حرکت کنیم. به عبارتی ما از بی‌برنامه…

  • ۹. کاهش وزن در پرخوران گمنام (OA)

    کاهش وزن در پرخوران گمنام (OA)؛ رسیدن به وزن سالم با رویکردی پایدار و معنوی ۱. مقدمه: چرا کاهش وزن در پرخوران گمنام پایدارتر است؟…