۱۷. لجبازی با خود
۱. تعریف لجبازی با خود (Self-Defiance)
لجبازی با خود زمانی اتفاق میافتد که ما آگاهانه و برخلاف دانستهها، تجربهها و نیازهای واقعیمان عمل میکنیم. در این حالت، پیامهای جسمی، روانی یا روحانی خود را میشنویم، اما تصمیم میگیریم آنها را نادیده بگیریم یا سرکوب کنیم. این نوع لجبازی معمولاً از ناآگاهی نمیآید، بلکه از مقاومت درونی ما سرچشمه میگیرد.
ما ممکن است خستگی، گرسنگی واقعی، نیاز به استراحت یا کمک را احساس کنیم، اما با خود لجبازی کنیم و رفتاری را ادامه دهیم که میدانیم به پرهیز ما آسیب میزند. گاهی برخلاف صدای آگاهی، وجدان یا راهنمایی برنامه عمل میکنیم و وارد کشمکشی درونی میشویم که آرامش ما را از بین میبرد.
تجربه اعضای OA می گوید، لجبازی با خود اغلب یک مکانیسم دفاعی است. وقتی پذیرش نیازمندی، آسیبپذیری یا کمکگرفتن برایمان دشوار است، بهجای گوشدادن به خود، در برابر خود میایستیم. این مقاومت میتواند ریشه در تجربههای گذشته، ترس از تسلیم، یا باورهای نادرست ما درباره قدرت، استقلال و ارزشمندی داشته باشد.
در پرخوران گمنام، لجبازی با خود اغلب لباس استقلال، قدرت یا کنترل میپوشد. ما با خود میگوییم: «خودمان بهتر میدانیم»، «نیازی به تماس نداریم»، «باید تحمل کنیم» یا «اگر کوتاه بیاییم، ضعیف میشویم». در حالی که این افکار ظاهری از قدرت دارند، در عمل نشانه فعالبودن بیماری و فاصلهگرفتن ما از اصول بهبودی هستند.
لجبازی با خود جایی است که خودمحوری جای صداقت را میگیرد و «ما میدانیم» بر «ما میپذیریم» غلبه میکند. در این حالت، ما نه با دیگران، بلکه با نیازهای واقعی خودمان در حال جنگ هستیم؛ جنگی که در نهایت پرهیز ما را فرسوده میکند و جریان بهبودی را کند یا متوقف میسازد.
۲. ریشههای لجبازی با خود
بسیاری از ما وقتی با خود لجبازی میکنیم، متوجه ریشههای پنهان این رفتار نیستیم. لجبازی با خود معمولاً یک واکنش سطحی نیست، بلکه نتیجه سالها تجربه، باور و الگوهای آموختهشده است. تجربه جمعی ما در پرخوران گمنام، این لجبازی اغلب از چند منبع اصلی تغذیه میشود.
یکی از ریشههای مهم لجبازی با خود، تراز شرم است. وقتی در عمق وجودمان احساس میکنیم «به اندازه کافی خوب نیستیم»، ناخودآگاه خود را مستحق سختی و فشار میدانیم. در این حالت، گوشدادن به نیازها یا مهربانی با خود برایمان دشوار میشود و لجبازی با خود شکل میگیرد.
کمالگرایی نیز نقش پررنگی دارد. بسیاری از ما باور داریم که باید همیشه درست، قوی و بینقص عمل کنیم. وقتی واقعیت با این تصویر فاصله دارد، بهجای انعطاف و پذیرش، به خود فشار میآوریم و با خود لجبازی میکنیم؛ انگار که سختگیری راه رسیدن به ارزشمندی است.
ریشه دیگر، ترس از تسلیم است. برنامه از ما میخواهد بپذیریم که ناتوانیم و به کمک نیاز داریم. اما ذهن بیمار، تسلیم را با شکست یا ضعف اشتباه میگیرد. در نتیجه، ما بهجای سپردن، مقاومت میکنیم و این مقاومت به شکل لجبازی با خود ظاهر میشود.
بسیاری از ما تجربههایی از کودکی یا گذشته داریم که در آن نیازهایمان دیده یا جدی گرفته نشدهاند. یاد گرفتهایم که «تحمل کنیم»، «ساکت باشیم» یا «خودمان از پسش بربیاییم». این الگوها در بزرگسالی و در مسیر بهبودی دوباره فعال میشوند و ما را به نادیدهگرفتن خودمان سوق میدهند.
همچنین، اعتیاد به کنترل یکی دیگر از ریشههای لجبازی با خود است. وقتی میخواهیم همهچیز مطابق خواست ما پیش برود، شنیدن صدای بدن، احساسات یا راهنمایی برنامه برایمان سخت میشود. در این حالت، کنترل جای اعتماد را میگیرد.
در نهایت، لجبازی با خود میتواند شکلی از خودتنبیهی ناهشیار باشد. وقتی احساس گناه، خشم فروخورده یا ناامیدی داریم، ناخودآگاه با خود سختگیری میکنیم؛ گویی با رنجکشیدن میخواهیم خود را اصلاح یا مجازات کنیم.
شناخت این ریشهها به ما کمک میکند بفهمیم لجبازی با خود نشانه بدبودن ما نیست، بلکه علامتی است که نشان میدهد جایی درون ما به توجه، صداقت و حمایت بیشتری نیاز دارد.
۳. لجبازی با خود چگونه پرهیز ما را به خطر میاندازد
وقتی با خود لجبازی میکنیم، پرهیز ما بهتدریج و گاهی بیسروصدا در معرض خطر قرار میگیرد. شاید در ظاهر هنوز «در پرهیز» باشیم، اما در عمق وجودمان فشار، فرسودگی و نارضایتی جمع میشود. این وضعیت، بستر مناسبی برای فعالشدن بیماری و بازگشت رفتارهای اعتیادی فراهم میکند.
الف) به خطر افتادن پرهیز در سطح جسمی
بدن یکی از اولین جاهایی است که پیامهای هشدار را میفرستد. وقتی با خود لجبازی میکنیم، نشانههای جسمی را نادیده میگیریم. گرسنگی واقعی را تحمل میکنیم، خستگی را جدی نمیگیریم، خواب نامنظم را عادی جلوه میدهیم یا بدنمان را مجبور میکنیم با برنامهای ادامه دهد که دیگر توان همراهی با آن را ندارد.
۴. پذیرش محدودیتها و مهربانی با خود
ما میپذیریم که کامل نیستیم و اشتباه کردن بخشی از انسان بودن است. پذیرش محدودیتها، فشار روانی را کاهش میدهد و ما را از چرخه سرزنش و لجبازی خارج میکند.
۵. بازگشت به سادگی پرهیز
گاهی لجبازی با خود زمانی شدت مییابد که پیچیدگیها و انتظارهای غیرواقعی ذهن ما را درگیر کردهاند. بازگشت به سادهترین و اصلیترین اقدامها برای پرهیز، مانند خوردن به اندازه، شرکت در جلسه، تماس با حمایت و مراقبت از خود، ما را به مسیر صحیح بازمیگرداند.
۶. تمرین صداقت و خودآگاهی روزانه
ما یاد میگیریم هر روز با صداقت نگاه کنیم که کجا با خود لجبازی کردهایم و چه تأثیری بر پرهیز ما گذاشته است. این تمرین باعث میشود که بهمرور الگوهای مقاومت را شناسایی کرده و جای آنها را با پذیرش و مراقبت جایگزین کنیم. یادآوری جمعی OA: پرهیز سالم نتیجه مهربانی، گوش دادن، سپردن خود و احترام به نیازهای جسمی، روانی و روحانی ما است. هر جا که با خود لجبازی میکنیم، جریان بهبودی کند یا متوقف میشود؛ و هر جا که مهربانانه گوش میدهیم، پرهیز و بهبودی جریان پیدا میکند.
ما گاهی تصور میکنیم این سختگیری نشانه تعهد به پرهیز است، اما در واقع بدن فرسوده میشود و تعادل طبیعیاش به هم میریزد.
بدن خسته و نادیدهگرفتهشده، آسیبپذیرتر است و احتمال وسوسه، پرخوری یا لغزش در آن افزایش مییابد.
به خطر افتادن پرهیز در سطح روانی
در سطح روانی، لجبازی با خود باعث انباشتهشدن فشار درونی میشود. وقتی احساسات، نیازها و محدودیتهای خود را نادیده میگیریم، خشم پنهان، ناامیدی و احساس قربانیبودن شکل میگیرد. ممکن است در ظاهر آرام باشیم، اما در درون، ذهن ما پر از گفتوگوهای خستهکننده و سرزنشگر میشود.
ذهن بیمار از این وضعیت سوءاستفاده میکند. زمانی که ما فرسوده و تحت فشار هستیم، بیماری شروع به توجیه میکند: «دیگر بس است»، «حق داری رها کنی»، «فقط این یک بار». لجبازی با خود، ما را به جایی میرساند که لغزش بهعنوان راه فرار از فشار روانی جلوه میکند.
به خطر افتادن پرهیز در سطح روحانی
در سطح روحانی، لجبازی با خود یعنی مقاومت در برابر تسلیم. ما بهجای گوشدادن به راهنمایی نیروی برتر، برنامه یا وجدان درونی، به اراده شخصی خود تکیه میکنیم. این حالت فاصلهای نامرئی اما عمیق میان ما و منبع آرامش ایجاد میکند.
وقتی با خود لجبازی میکنیم، ارتباطمان با صداقت، فروتنی و اعتماد تضعیف میشود. ممکن است کمتر دعا کنیم، کمتر مراقبه داشته باشیم، یا از تماس و مشارکت دوری کنیم. پرهیز ما در این حالت دیگر از سر اتصال نیست، بلکه به زور اراده شخصی ادامه پیدا میکند؛ و این نوع پرهیز دوام چندانی ندارد.
در مجموع، لجبازی با خود ما را از تعادل خارج میکند. بدن خسته، ذهن آشفته و روح جداافتاده، ترکیبی است که پرهیز را بهشدت میکند. برنامه به ما یادآوری میکند که پرهیز سالم از مسیر مهربانی، گوشدادن و تسلیم میگذرد، نه از راه زور و لجبازی.
۴. نگاه برنامه OA به لجبازی با خود
بهبودی واقعی از مسیر زور و اجبار نمیگذرد. لجبازی با خود، در این چارچوب، نشانه فعال بودن بیماری و فاصله گرفتن ما از اصول برنامه است. در واقع، جایی که ما مقاومت میکنیم، پرهیز ما آسیبپذیر میشود و جریان بهبودی قطع میگردد.
قدم اول: اقرار به ناتوانی
ما در قدم اول میپذیریم که در برابر بیماری ناتوانیم. لجبازی با خود دقیقاً برعکس این پذیرش است؛ وقتی میگوییم «خودمان بهتر میدانیم» یا «میتوانیم بدون کمک پیش برویم»، در واقع ناتوانی خود را انکار میکنیم و بیماری فعال میشود.
قدم سوم: سپردن اراده
قدم سوم از ما میخواهد اراده و زندگی خود را به نیروی برتر بسپاریم. اما وقتی با خود لجبازی میکنیم، با کنترل و لجبازی مقاومت میکنیم و سپردن به جریان برنامه و نیروی برتر را به تأخیر میاندازیم. ما با این مقاومت، راه اتصال روحانی خود را میبندیم.
قدم ششم و هفتم: آماده شدن و پذیرفتن تغییر
لجبازی با خود معمولاً زمانی تشدید میشود که با نقصها و عادات ناسالم خود مواجه میشویم. قدم ششم و هفتم ما را دعوت میکنند که آماده شویم تا این نقصها برداشته شوند و تغییر کنیم. مقاومت و لجبازی با خود یعنی مقاومت در برابر این تغییر، که خود را در چرخه تکرار قرار میدهد.
سنتها: خودمحوری یا خیر جمعی
انجمنOA بر اصول خودمحوری نکردن و احترام به مسیر دیگران تأکید دارد. لجبازی با خود، نوعی خودمحوری درونی است: ما به جای گوش دادن و پذیرش، بر «میدانیم» و کنترل خود تکیه میکنیم. این رفتار نه تنها به پرهیز ما آسیب میزند، بلکه میتواند جریان کمک و ارتباط با دیگران را نیز مختل کند.
۵. راهکارهای عملی برای رهایی از لجبازی با خود و حفظ پرهیز
رهایی از لجبازی با خود، به معنای تسلیم شدن، مهربان بودن و گوش دادن به نیازهای واقعی خودمان است. ما میآموزیم که پرهیز سالم از مسیر زور و اجبار نمیگذرد، بلکه با خودآگاهی، صداقت و اعتماد به جریان بهبودی شکل میگیرد. در تجربه جمعی ما، چند راهکار عملی مؤثر شناخته شده است:
۱. توقف و تأمل کوتاه
قبل از هر تصمیم یا عمل، لحظهای مکث میکنیم و از خود میپرسیم:
«آیا این رفتار به پرهیز ما کمک میکند یا آن را به خطر میاندازد؟»
این توقف کوتاه، فرصتی برای گوشدادن به نیازهای جسمی، روانی و روحانی ما ایجاد میکند.
۲. ارتباط با نیروی برتر و برنامه
تماس گرفتن با نیروی برتر، قدمها یا اعضای باتجربه برنامه به ما کمک میکند که در لحظات مقاومت، حمایت و راهنمایی دریافت کنیم. ما یاد میگیریم که سپردن اراده، نه ضعف، بلکه مسیر بهبودی و آرامش است.
۳. نوشتن و بازتاب درونی
نوشتن افکار، احساسات و کشمکشهای درونی، ابزاری مؤثر برای کاهش لجبازی است. وقتی افکارمان را روی کاغذ میآوریم، قادر میشویم با صدای مهربان درونمان گفتگو کنیم و تصمیمهای آگاهانهتر بگیریم.
