۲۱. انبار کردن غذا

۲۱. انبار کردن غذا

تجربه ۲۱ مراقب انبار کردن غذا باشیم

در کتاب فراتر از رویاهای دست نیافتنی ضرب المثل در OA وجود دارد که می‌‌گوید؛ «مراقب بهانه‌هایی ، مثل خرید خوراکی ها وغذا برای مهمانانی که هیچ‌وقت سر نمی‌زنند، یا شیرینی برای کودکانی که هرگز رنگ ان را نمی‌بینید، باشید »در سال ۱۹۶۱ (۱۳۴۰ شمسی) ذخیره نکردن و پاکسازی خانه از غذاهای دردسرساز یکی از ابزارهای اولیه OA بود. شاید تا آن زمان هنوز اعضای پرداختن به به موضوع ” ذخیره کردن غذا ” به عنوان یک سو رفتار غذایی نگاه نکرده بودند.اما امروز ما متوجه شدیم، ما پرخوران رفتارهای پیچیده‌ای داریم . گاهی اوقات، رفتارهایی از ما سر می‌زند که حتی خودمان هم دلیل دقیقش را نمی‌دانیم. کارکرد قدم ها،‌ترازهای بی‌باکانه و موشکافانه شرکت و در جلسات اتفاق مهم بیداری روحانی‌را برای ما رقم‌ می‌زند تا ما ن تنها به این رفتارها نگاه دوباره ای بیندازیم بلکه به ریشه این رفتارها در قدم چهارم نیم‌نگاهی داشته باشیم.

یکی از این رفتارها، «ذخیره کردن غذا»ست؛ یعنی خریدن حجم زیادی خوراکی، حتی وقتی می‌دانیم مصرفمان کمتر از این مقدار است. در طی کارکرد قدم ها وشفای بیمار پرخور متوجه می شویم، و زمانی که متقاعد می شویم بیماری ما سه جنبه جسمی روانی و روحانی دارد، پشت این «باید» ذخیره کردن غذا ، دلایل روانی عمیقی از بیماری خود را می‌بینیم که مسلما‌در هرکدام از ما متفاوت و ما بخشی از آن را که اعضای oA درقالب تجربه خود بیان کردند در ادامه، مرور می‌کنیم:

۱. حس ناامنی که از جای دیگر می‌آید

شاید امروز زندگی‌مان راحت است، شاید هیچ‌وقت گرسنه نمانده‌ایم، اما گاهی در اعماق وجودمان، یک ترس قدیمی از «کمبود» وجود دارد. انگار بخشی از ما هنوز در روزگاری زندگی می‌کند که دسترسی به غذا تضمین شده نبود. این ترس باعث می‌شود هر وقت فرصتی دست می‌دهد، حس کنیم «باید» ذخیره کنیم. انگار داریم به بخش کوچکی از خودمان می‌گوییم: «نگران نباش، الان داریم.حتی برای روزی که شاید هیچی نباشد هم داریم.» در ترازهای قدم چهارم متوجه می شویم، بعضی از ما در گذشته ما در محیط‌هایی زندگی می‌کردیم که دسترسی به غذا، بسیار نامطمئن بود. حتی تصور این را داریم ؛ آن هایی از ما که توانایی ذخیره‌سازی و اولویت دادن به ذخیره کرون منابع در زمان فراوانی را داشتند، شانس بیشتری برای نوعی رفاه ، در زمان‌های قحطی و کمبود داشتند. در این مواقع فرقی نمی کرد که این تصور از جد غارنشین ما باشد یا حتی کودکی خودمان، مسله این بود نوع ارتباط ما با غذا فرآیند فکری ما و احساسی ما را به هم می زد و این همان بخش تاثیر غذا بر روی احساسات و افکار ماست که در قدم یک بر آن می پردازیم .

بنابراین، این تمایل به ذخیره‌سازی و نگرانی از کمبود، یک سازوکار بقا است که در ناخودآگاه ما نهادینه شده است. مغز ما هنوز هم ممکن است به صورت غریزی به این الگوهای بقا واکنش نشان دهد، حتی اگر دیگر در محیطی پرخطر زندگی نکنیم.فراموش نکنیم پیام‌هایی که از غذا به ذهن جسم ما می رسد با یک غذا خور عادی متفاوت است بنابر این بعضی دیگر از ما با نوعی تحلیلگری احساسی، نیازهای فیزیولوژیکی مانند غذا، آب و سرپناه را برجسته می کند .ما فکر می کنیم تا زمانی که این خواسته های اساسی به اندازه کافی برآورده نشوند، ما نمی‌توانیم با نیازهای بالاتر دیگر‌ (مانند امنیت، عشق، احترام و خودشکوفایی) که بخش مهمی از بهبودی روحانی ما را تشکیل می دهند بپردازیم . اما کم کم در تجربیات اعضای OA می شنویم این چرخه فکری هیچ پایانی ندارد.

چون فکر کردن به غذا برای ما پایانی ندارد رفتارهای ناشی از آن نیز پایانی ندارد ما هیچگاه آرامش قابل تصور را در غذا پیدا نمی کنیم

اگرچه در زندگی امروز ما بسیاری از ما این خواسته های اساسی را برآورده شده می‌بینیم، اما «ترس از کمبود» می‌تواند ناشی از این باشد که بخش‌هایی از ذهن ما هنوز این خواسته های اولیه را به عنوان اولویت اصلی تلقی می‌کنند و دائماً در تلاش است تا از برآورده شدن آن‌ها اطمینان حاصل کنیم. این ترس، مانع از تمرکز کامل بر نیازهای دیگر می‌شود.

ترس از کمبود می‌تواند با تجربیات اولیه زندگی و الگوهای دلبستگی نیز مرتبط باشد. بعضی از ما که دوران کودکی تجربه‌ی ناامنی، بی‌ثباتی یا فقدان منابع (عاطفی یا مادی) را داشته باشد، ممکن است در بزرگسالی نیز احساس ناامنی عمیقی را حمل کنیم. این ناامنی می‌تواند به صورت ترس از دست دادن، ترس از تنهایی، یا ترس از نداشتن کافی (در هر زمینه‌ای، نه فقط غذا) خود را نشان دهد.نباید فراموش کنیم که زندگی‌ ما پرخوران بی اختیار مملو از شوک‌های عاطفی که پاسخ مناسبی به آن‌داده نشده یا ودر زمان مناسب به احساسات ناشی از آن رسیدگی نشده است‌.

ذخیره‌سازی، در این حالت، تلاشی ناخودآگاه برای ایجاد حس امنیت و کنترل بر دنیایی است که ما آن را متزلزل و غیرقابل اعتماد می‌بینیم.گاهی اوقات این ترس از کمبود با تصورات باطل و نگرانی ها وترس از آینده ای همراه است ‌که در قدم چهارم به آن‌ پرداخته می‌شود. ما ممکن است به طور مداوم سناریوهای فاجعه‌بار را در ذهن خود تصور کند: “اگر کارم را از دست بدهم چه؟”، “اگر قیمت‌ها خیلی بالا برود چه؟”، “اگر بحران اقتصادی پیش بیاید چه؟”.

این نوع چرخه فکری با خوش‌بینی کم و بدبینی زیاد همراه است، اما می‌تواند منجر به اضطراب و رفتارهای افراطی مانند ذخیره‌سازی بیش از حد شود.

وقتی قسمتی از تعریف انجمن ما به تصویر غلط ذهنی می‌پردازد به خوبی به ما می‌گوید این تصویر غلط ذهنی فقط نسبت به جسم نیست و ذهن ما نسبت به موارد دیگر‌هم همین گونه عمل می‌کند.گاهی اوقات زندگی اجتماعی با برجسته کردن مصرف‌گرایی، رقابت بر سر منابع، یا نمایش تصاویر فراوانی و لوکس بودن، به طور ناخواسته این ترس از کمبود را در ما تشدید می‌کنند. مقایسه مداوم خود با دیگران و احساس عقب ماندن می‌تواند این ترس را دوباره فعال کند.

۲. اضطراب، کنترل، و جعبه‌ی پرِ خوراکی

اگرچه به طور طبیعی زندگی پر از اتفاقات پیش‌بینی‌نشده است. اما ما به عنوان پرخور بی اختیار گاهی احساس می‌کنیم کنترلی بر اوضاع نداریم. در این میان، یخچال و کابینت پر از خوراکی، تبدیل به جزیره‌ای امن بر ماپرخوران می‌شود. وقتی دنیا آشفته است، دیدن آن همه خوراکی که «خودمان» انتخاب کرده‌ایم و «خودمان» خریده‌ایم، یک حس کنترل نسبی به ما می‌دهد. انگار داریم می‌گوییم: «حالا که نمی‌توانم همه‌چیز را کنترل کنم، حداقل این خوراکی‌ها را دارم.»بازهم‌سوالات قدم ها می تواند به درک این واقعیت کمک کندچگونه مشکلات ناشی از غذا رو تما‌م‌ ابعاد زندگی‌من تاثیر‌‌گذاشته بود.این یک واقعیت طبیعی در زندگی مدرن، با سرعت تغییرات، اخبار ناگوار، و پیچیدگی‌های روزافزون، می‌تواند منبع قابل توجهی از اضطراب باشد. این اضطراب اغلب ناشی از احساس ناتوانی در پیش‌بینی یا کنترل رویدادهای آینده است. وقتی با مسائلی مانند بحران‌های اقتصادی،جنگ، بیماری‌های همه‌گیر، ناآرامی‌های اجتماعی، یا حتی مشکلات شخصی غیرمنتظره روبرو می‌شویم، احساس می‌کنیم که نیروهای بیرونی بزرگی در حال تعیین سرنوشت ما هستند و ما نقشی جز نظاره‌گری نداریم. این بخش از خلا روحانی ما به عنوان یک پرخور بی اختیار است و نوعی این احساس عدم کنترل می‌تواند بسیار ناراحت‌کننده و فلج‌کننده باشد. برای ما که تاریخچه دردناکی از تصمیماتی که همیشه برای ما گرفته شده است داریم،‌عبور از این شرایط می‌تواند با رفتارهای اضطراری از جانب ما پاسخ داده شود که قطعا ذخیره غذا یکی از آن هاست.

در چنین شرایطی، محیط فیزیکی اطراف ما، به خصوص آشپزخانه و فضاهای ذخیره‌سازی مواد غذایی، می‌تواند به یک «لنگر» یا «جزیره امن» تبدیل شود. برخلاف بسیاری از جنبه‌های زندگی که خارج از کنترل ما هستند، انتخاب، خرید و چیدن خوراکی‌ها یک عمل کاملا در کنترل ماست.برای ما پرخورانی که معمولا از راه چشم مومن می شویم پر بودن یخچال و کابینت، نتیجه‌ی مستقیم اقدامات ماست. این «اثرگذاری» محسوس، می‌تواند حس قدرت را به ما القا کند.

اگرچه غذا یکی از نیازهای اساسی بقا است.اما ذهن ما این موضوع را به شدت بزرگنمایی می کند. داشتن ذخیره‌ی غذایی کافی، به طور ناخودآگاه، حس «آمادگی برای بقا» را تقویت می‌کند. این فکر که «اگر اتفاق بدی افتاد، حداقل گرسنه نمی‌مانیم»، یک اطمینان خاطر در ذهن ایجاد می‌کند.

برای ما پرخوران خوراکی‌ها، به خصوص غذا، فراتر از ارزش تغذیه ای خود دارد، بار معنایی عمیقی دارند. باز هم همان ضرب المثل معروف OA پشت هر غذا یک تاریخچه است،گاهی این غذاها نماد رفاه، مهمان‌نوازی، و در بسیاری از فرهنگ‌ها، عشق و مراقبت هستند. انبار کردن آن‌ها می‌تواند تلاشی ناخودآگاه برای بازآفرینی حس فراوانی، ثبات و امنیت عاطفی باشد، حتی اگر این فراوانی صرفاً در حد ذخیره‌ی مواد غذایی باشد.گاهی اوقات عمل خرید و انبار کردن، خود نوعی برنامه‌ریزی است. در دنیایی که پیش‌بینی ناپذیر است، داشتن یک برنامه (حتی اگر فقط برنامه پر نگه داشتن یخچال باشد) می‌تواند به کاهش اضطراب کمک کند. برای ما پرخوران ذهنی تعبیر دیگری از واقعیت دارد.می‌توان گفت که یخچال و کابینت پر، به یک «پناهگاه روانی» تبدیل می‌شود. این فضا، فضایی است که ما آن را «تحت کنترل» خود داریم و می‌تواند در برابر آشفتگی‌های دنیای بیرون، حس امنیت و ثبات را برای ما فراهم کند.

این پدیده، به خصوص در دوره‌های بحرانی مانند همه‌گیری کووید-۱۹، حتی جنگ ها به وضوح مشاهده شد؛ جایی که مردم به سرعت به خرید و انبار کردن مواد غذایی، دستمال کاغذی و سایر اقلام ضروری روی آوردند، نه فقط به دلیل نیاز واقعی، بلکه به دلیل نیاز به احساس کنترل و آمادگی.

به لحاظ بعد روانی بیماری گاهی اوقات، تمرکز بر روی انبار کردن و سازماندهی خوراکی‌ها، می‌تواند راهی برای اجتناب از مواجهه با اضطراب‌ها و مشکلات عمیق‌تر باشد. به جای پرداختن به ریشه‌های عدم کنترل، فرد انرژی خود را صرف یک فعالیت ملموس و «قابل حل» می‌کند.

در ترازهای بعضی از ما دیده می شود خرید و انبار کردن می‌تواند یک حس رضایت و پاداش فوری ایجاد کند. دیدن قفسه‌های پر، حس موفقیت و آرامش موقتی را به همراه دارد.

در نتیجه این «جعبه‌ی پرِ خوراکی» نه تنها یک انبار فیزیکی، بلکه یک سازوکار روانی پیچیده است که به فرد کمک می‌کند تا با احساس عدم کنترل و اضطراب ناشی از دنیای پیش‌بینی‌ناپذیر، کنار بیاید. این عمل، تلاشی است برای ایجاد یک حوزه‌ی امن و قابل پیش‌بینی در دنیایی که غالباً چنین نیست و بازگرداندن حس و کنترل به ماست.

۳. غذا؛ پناهگاه آرامش‌بخش

ما پرخوران بی اختیار، در زمان پرخوری فعال آموختیم .در لحظات سخت، با غذا خودمان را آرام کنیم. غذا تبدیل به یک «دوست» همیشگی می‌شود؛ دوستی که همیشه در دسترس است. این سوال قدم تداعی کننده این موضوع است آیا به غذا راحت تر بودیم تا دیگران ؟

انبار کردن خوراکی یعنی اطمینان از اینکه این «دوست» همیشه کنار ما هست، حتی اگر الان گرسنه نباشیم. این فقط یک ذخیره غذایی نیست، بلکه ذخیره کردن «آرامش» است.

۴. ترس از «بعداً نخواهم داشت»

تجربیات گذشته، به‌ویژه در مورد رژیم‌های سخت و محدودیت‌های غذایی، تأثیر عمیقی بر روان ما بگذاشته است. این تجربیات، خاطره‌ای از «محرومیت» را در ناخودآگاه ما حک می‌کنند. وقتی در حال حاضر با یک خوراکی وسوسه‌انگیز روبرو می‌شویم، ممکن است نه تنها تمرکز بر لذت آنی یا نیاز واقعی‌مان در لحظه حال داشته باشیم‌، بلکه ذهنمان به آینده‌ای نامعلوم پرتاب شود؛ آینده‌ای که در آن دسترسی به این خوراکی محدود یا غیرممکن به نظر می‌رسد. این ترس از محرومیت آینده، مکانیزم دفاعی «ذخیره‌سازی» را فعال می‌کند. ما به ناخودآگاه فکر می‌کنیم که «اگر الان نخورم، شاید دیگر فرصتی پیش نیاید.»

این ذخیره‌سازی می‌تواند به صورت فیزیکی (خرید مقادیر زیاد و انبار کردن) یا ذهنی (فکر دائمی به غذا و برنامه‌ریزی برای خوردن آن در آینده) باشد.

نشریات پرخوران گمنام (OA) این ترس را به عنوان یکی از موانع اصلی در مسیر بهبودی از پرخوری شناسایی می‌کنند. برنامه OA بر پایه‌ی اصول روحانی دوازده‌ قدم استوار است که یکی از اهداف کلیدی آن، رهایی از افکار وسواس‌گونه و ترس‌های غیرمنطقی است.

۵. مغزِ «پاداش‌گیر»

«اولین لقمه» یا «اولین عمل»: ما در OA می آموزیم ، که اولین عمل در چرخه پرخوری (حتی فکر کردن به غذا برای انبار کردن) همان دریچه‌ای است که و وسوسه از آن وارد می‌شوند. با خودداری از آن «اولین لقمه/اولین عمل»، ما جلوی فعال شدن کل زنجیره پاداش را می‌گیریم.برنامه OA به اعضای خود می‌آموزد که برای دستیابی به حس خوب، به منابع پایدارتر و روحانی‌تر تکیه کنند.

این منابع شامل:

ارتباط با نیروی برتر که آرامش و امنیت فراهم می‌کند (جایگزین امنیت کاذب ناشی از انبار کردن).

خدمت کردن به دیگران: که حس ارزشمندی و هدفمندی می‌دهد (جایگزین حس موقت «کنترل» یا «رضایت» ناشی از پرخوری).

ابراز احساسات: به جای سرکوب احساسات با غذا، صحبت کردن درباره آن‌ها در جلسات، خود پاداشی برای مغز فراهم می‌کند که ناشی از «آزادی عاطفی» است، نه شیمیایی.

ایجاد مسیرهای عصبی جدید: با تمرین مداوم اجتناب از این رفتار شرطی شده، OA به طور عملی کمک می‌کند تا مسیرهای روانی جدیدی برای مقابله با استرس و وسوسه شکل بگیرند. این کار نیازمند زمان و تکرار است؛ یعنی باید آگاهانه رفتار جدیدی را آنقدر تکرار کنیم تا جایگزین رفتار قدیمی و پاداش‌دهنده شود.

به طور خلاصه، OA دقیقاً هدفش این است که مغز یاد بگیرد پاداش‌های واقعی و پایدار زندگی (آرامش، ارتباط، و آزادی از وسواس) از طریق قدم‌ها و اصول برنامه به دست می‌آیند، نه از طریق قفل کردن با خوراکی‌ها.

۶. پر کردن خلاء تنهایی

گاهی اوقات، وقتی احساس تنهایی می‌کنیم یا نیاز به هم‌صحبتی داریم، غذا جای خالی ارتباطات انسانی را پر می‌کند. انبار کردن خوراکی، حس «تنها نبودن» را القا می‌کند. انگار داریم می‌گوییم: «حداقل این خوراکی‌ها هستند که با من هستند.» این یک راه ناخودآگاه برای تسکین احساس خلاء هیجانی است.

۷. «عادت» امن

وقتی مدتی این رفتار را تکرار می‌کنیم و هر بار حس «امنیت» نسبی به دست می‌آوریم، تبدیل به یک عادت می‌شود. حتی وقتی دلیل اولیه‌ی آن حس ناامنی یا اضطراب از بین رفته باشد، مغز همچنان این رفتار را به عنوان یک «عادت امن» انجام می‌دهد.

درک این دلایل، اولین قدم برای تغییر است. این رفتارها معمولاً نشانه‌ای از نیازهای عمیق‌تر ما هستند که به شکل «انبار کردن غذا» خود را بروز می‌دهند. شناختن این دلایل، کمک می‌کند تا با خودمان مهربان‌تر باشیم و راه‌های سالم‌تری برای تأمین نیازهایمان پیدا کنیم.

نوشته‌های مشابه

  • اختلالات خوردن۴.

    نوع شکل و‌ فرم‌ آشکار شدن بی اختیار خوری  را بشناسید مقدمه در برنامه‌ی ما، پرخوری و اختلال‌های خوردن تنها یک مشکل جسمی نیستند؛ بلکه…

  • ۹. کاهش وزن در پرخوران گمنام (OA)

    کاهش وزن در پرخوران گمنام (OA)؛ رسیدن به وزن سالم با رویکردی پایدار و معنوی ۱. مقدمه: چرا کاهش وزن در پرخوران گمنام پایدارتر است؟…

  • ۷.حیله‌های تغذیه‌ای

    مراقب حیله‌های تغذیه‌ای باشیم 🕊 مقدمه سال‌ها از زندگی‌مان را در جنگی پنهان با خود گذرانده‌ایم؛ جنگی میان خواستن و نخواستن، میان کنترل کردن و…

  • ۱۲. احساسات و غذا در انجمن پرخوران گمنام

    از غذا برای تغییر حال و احساس استفاده نکنیم ۱. مقدمه: داستان ما با غذا ما در پرخوران گمنام کم‌کم فهمیده‌ایم که رابطه‌ ما با…